تولدی دوباره

بنام خدا

ان روزیکشنبه اول اردیبهشت 1387 بود در شهر گرگان در منزل نشسته بودم دخترم شهرزاد خانم روز پیش از تهران برای دیدار خانواده به گرگان امده بود در اندیشه بودم که دست پر محبت او بر شانه هایم نشست  وگفت پدر تولدت مبارک هرگز این جمله را تاپایان عمر فراموش نمیکنم  وبعد ادامه داد که برایت هدیه ای اورده ام( یک وبلاگ ویک دامنه) من چیزی نفهمیدم چون با کامپیوتر واینترنت آشنا نبودم اما تشکر کردم

بعد پرسیدم وبلاگ چیست؟ دامنه یعنی چه؟ واو کمی توضیح داد....... ومن چیزی نفهمیدم دوماه بدین منوال گذشت تا اینکه جرقه ای در ذهنم زده شد واین همان نور ی بود که راه اینده مرا نشان داد.




[ موضوع : ]
تاريخ : 12 دی 1389 | 14:15 | نویسنده : محمد علی به ابادی |